تبليغاتX
من با تو هیچگاه نبودم تو با منی

من با تو هیچگاه نبودم تو با منی

بصیرت چلغوز شناسی

این پستم رو شاید بعد خوندنش ازم دلگیر بشین ولی حقیقته زندگی همه ماها همینه

گاهی ما ادمها عاشق یه چلغوز میشیم

حالا هی بهمون بگن این عین نجاسته که تو داری دنبالش میری اما ما هی از رنگ و بوش میگیم

باهاس تقی به توقی بخوره و سرت به سنگی تا بفهمی ارررررره اینی که هی از رنگ بوی خوشش میگفتی یه چلغوز بیش نبوده

هممون همینیم ... باید سرمون به سنگ بخوره تا یه چیزایی بفهمیم

چیزایی مثل پدر و مادر ...

چقدر این شعر قشنگه و یه این پست میاد:

یادمان باشد از امروز خطایی نکنیم / گر که در خویش شکستیم صدایی نکنیم
پر پروانه شکستن هنر انسان نیست / گر شکستیم زغفلت من و مایی نکنیم
یادمان باشد اگر شاخه گلی را چیدیم / وقت پرپر شدنش ساز و نوایی نکنیم
یادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند / طلب عشق زهر بی سر و پایی نکنیم 
فاضل نظری

خدایا مگ نمیگن از ما حرکت و از تو برکت؟ مدتهاست که من حرکت میکنم پس چرا برکتت رو نمیبینم؟

چشمام رو باز کن تا بفهمم برکت کدومه؟

اره اره ... شناختن چلغوز، خودش یه برکته که خدا بهم داد



+ نوشته شده در  سه شنبه 26 اردیبهشت1391ساعت 2:25  توسط یاسر خرّم  | 

یکسال خوابیدن بسه

شبیه ادم های نابینا، با نفس کشیدن بدنبالت میگشتم
خوشحالم که بینا شدم و دروغی بودنت رو دیدم


یکسال برای خوابیدن بسه

ساعت اتاقم رو باید بیدار کنم

ساعت 8 ِ 8 اردیبهشت 90 خوابیدی

باطری جدید یک ساله که منتظره دستامه

بیا و برای همیشه تمومش کن این خوابیدن رو ... 


تمومش کردم ... خوشحالم که بعد از برگشتنم تمومش کردم

نه قدرت که با وی نشینم / نه طاقت که جز وی ببینم / شدست آفت عقل و دینم / ای دلارا، سرو بالا / کار عشقم چه بالا گرفته / بر سر من جنون جا گرفته / جای عقل، عشقت یک جا گرفته / خانه دل به یغما گرفته / آفت تن، فتنه جان / رهزن دین، دزد ایمان / ترک چشمت نی ز پنهان / آشکارا، ای نگارا / خانه دل به یغما گرفته / بر سر من جنون جا گرفته / سوزم از سوز دل ریش / خندم از بخت بد خویش / گریم از دست بداندیش / خواهمش بینم کم و بیش / گریه راه تماشا گرفته / جای عقل، عشق یک جا گرفته / بر دل ریشم مزن نیش / ز آه مظلومان بیندیش / کن حذر از آه درویش / گوئیت دل ای جفاکیش / آتش فتنه بالا گرفته / سختی از سنگ خارا گرفته

کار خدا رو میبینی؟ 8 اردیبشت تولد یکی از عزیزانمه
خوشحالم که کنارم احساسش میکنم - تولدت مبارک


+ نوشته شده در  جمعه 8 اردیبهشت1391ساعت 20:0  توسط یاسر خرّم  | 

باطل شد

سال ١٣٩٠ هم گذشت ...
بعضیا دلشون شکست ،
بعضیا دل شکوندن ،
خیلیا عاشق شدن و
خیلیا تنها ...
گریه کردیم ،
خندیدیم ،
خیلی ها از بینمون رفتن و
خيلى ها وارد زندگيمون شدن ...
حالا فقط 1 ساعت مونده ؛

1ساعت از يه سال خاطره هامون که گذشت !...

و 1ساعت به تموم شدنِ سالى كه با همه خوبى ها و بدى هاش ،

ميره و ازش فقط يه مُهرِ "١٣٩٠" زير اين خاطره ها به جا ميمونه ...




بقول حبیب پارسا:

هر وقت دیدی حریف داره برنـــده میشه یه لبخنـــد بـــزن تا به بردش شک کنه

فعلا دلم به عقلم لبخند میزنه
عقلم، هنوز برنده شدنش رو باور نکرده 
دعام کنید فردا موقع سال تحویل گریه ام نگیره
مهر باطل شد رو اماده کردم که فردا بزنم بر صفحه پایان امسالم


کار به فردا نکشید . از همین الان دارم گریه میکنم
+ نوشته شده در  دوشنبه 29 اسفند1390ساعت 23:0  توسط یاسر خرّم  | 

روزهای آخر

گاهی نباید بغض کرد. مخصوصا وقتی هزار و دویست کیلومتر از زندگی دوری

اینجا که من هستم هیچ زندگی در جریان نیست

تا قبل از این روان خودم رو گم کرده بودم. دربدر دنبال این بودم که خود جسمانیم هم گم بشه تو این عالم و برده و برنگرده. اونقدر طول کشیـــــــــــــــــــــــــــــــد که نگو.

منتهی درست وقت که روانم رو پیدا کردم عازم دیار گمشدگان شدم. روز ارامش

اینجا کسی برای کسی نیست

تنها خاطرات هست که هر کسی رو مرور میکنه

من مجبور به فراموشی خاطراتم و بالاخره منطقم قبول کرد

پونز ته قلبم داره از تو چشمام خون میریزه

این نباید ادامه داشته باشه. این حالت بدتریین سم تو دیار گمشدگان هست. دیار گمشدگان انتها نداره

هنوز یک گام تا اخر دنیا باقیست و من بزودی ته ته دنیا رو هم میبینم. 

سکوی گازی ابوذر 

اینجا ایران ... منطقه اقتصادی پارس جنوبی


پ.ن1: این عکس مرد ژاپنی و مادرش دیدن داره +

 پ.ن2: عید رو تنها کنار خلیج فارس هستم اما دلم مشهده. سال خوبی داشته باشین.

پ.ن3: چیزی که عامل نوشتن این پستم شد ++


زندگی صحنه یکتای هنرمندی ماست / هرکسی نغمه خود خواند و از صحنه رود

صحنه پیوسته بجاست / خرم آن نغمه که مردم بسپارند بیاد

+ نوشته شده در  چهارشنبه 24 اسفند1390ساعت 17:27  توسط یاسر خرّم  | 

یادهای بی صدا

اگر جای عشق خالی شود، خاطره، شتابان و سیال جای آن را پر خواهد کرد.

ترک عشق کنیم بهتر از آن است که در عشق را به یک مشت یاد بی رنگ و بو تبدیل کنیم.

یادهای بی صدایی که صدا را در ذهن فرسوده ی خویش و نه در روح، به آن می افزاییم تا ریاکارانه باور کنیم که هنوز، فریادهای دوست داشتن را می شنویم.

یکعاشقانه ارام


عاشق تکدی نمیکند

عاشق حقارت روح را تقبل نمیکند

عاشق سرشار است از سلامت روح و ایمان

یک عاشقانه ارام


پ.ن1: زمانی بهانه صدقه دادن بودی و امروز صدقه دفع بلا

پ.ن2: در جواب آیا فراموشم میکنی گفت: هرگز نمیتوانم، چه بخواهم و نخواهم جزوی از خاطراتم شده ایی. اما ... فراموش شده ای

+ نوشته شده در  چهارشنبه 17 اسفند1390ساعت 0:4  توسط یاسر خرّم  |